جستجو

تبلیغات


    تبلیغات شما در اینجا

چشمهایش

    تو تنها کسی هستی که مرا از چشم هایم می شناسی...
    .
    زبان عربی شاعرانه و لطیف است. دیوار نوشته های این چند وقت که از سوریه جهانی شد نشان داد که زخم عشق گاهی کاری تر از گلوله است. مثل همین کاغذ نوشته. مردی به گمانم با خشابی پر از گلوله درست روی قلبش.
    یاد شعری از گروس عبدالملکیان عزیز افتاده‌ام: 
    فراموش کن
    مسلسل را
    مرگ را
    و به ماجرای زنبوری بیاندیش
    که در میانه ی میدان مین
    به جستجوی شاخه گلی ست!
    .
    گاهی فکر می کنم چرا در خاورمیانه که خاستگاه ادیان است این همه بنده های خدا به جان هم می افتند و جز با مرگ آرامشان نمی گیرد؟ این همه شاعر، این همه عاشق، این همه عارف، این همه قاتل ... اینجا کنار همیم؟ هم سایه؟
    تو تنها کسی هستی که مرا از چشم هایم می شناسی... نشسته ام روی مبل های دندانپزشکی.کاش می شد افسار زد به این ذهن.
    .
    دارم فکر می کنم آنها که راحت می کشند یک "تو" در زندگی شان کم دارند وگرنه آدم عاشق را چه به گلوله؟ یک شاخه گل، یک لبخند، یک بوسه، یک آغوش را بهانه می کند برای پایان دادن به تمام جنگ ها. 
    سلام بر صلح. عشق. آزادی. دلتنگی های آدمیزادی.
    + متن و عکس از پیج اینستاگرام ehsanmohammadi94@
    ++ چه قلم خوبی داره(: خوندن بقیه پستهای این پیجم پیشنهاد میشه.

    این مطلب تا کنون 30 بار بازدید شده است.
    ارسال شده در تاریخ چهار شنبه 13 بهمن 1395
    منبع
    برچسب ها : ,
    چشمهایش

تبلیغات


    Ads

پربازدیدترین مطالب

آمار امروز یکشنبه 3 ارديبهشت 1396

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

تبلیغات

محل نمایش تبلیغات شما

آخرین کلمات جستجو شده

تگ های برتر